فرهنگ عامیانه ایران
جستجو:     جستجوی پیشرفته
مرور موضوعی:
ارسال حکایت | همکاری با حکایتهای زون

قوه ماسکه

 
مشاهدات: 669
آرا: 1
زمان افزوده شدن:
03 May, 2008
توسط: زمانی .

  
زمان آخرین ویرايش:
03 May, 2008
توسط: زمانی .
خاتوني ميان مجامعت بادي رها کرد.مرد گفت: خاتون ک*ن به هم گير. گفت: مرا از عشق ک*ر تو قوه ماسکه نمانده است.
از همین دسته
document کچل بی کلاه
document با این ﮐ ن میخواهی بروی جنگ هرات؟
document من هم به همين مي خندم
document ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم
document ارزن پهن کرده ام
» نوشتارهای بیشتر



RSS